آبی بی نماد زن زجر کشیده مشرقی است ..

تازه آدمس جویدن باب شده بود و در شهر ما به آن می گفتند سقز .. سقزهای گرد خروس نشان خیلی خواهان داشت . مخصوصا دختر خانم ها برای آن جان می دادند ...  فقط جان !! به این دلیل سقز تبدیل شده بود به کالایی زنانه... دخترها آن را می جویدند و با عشوه ای بادش می کردند و روی لب های سرخ و قلمبه و گوشتی اشان می ترکاندند .. کاری که اگر پسری انجام می داد بزرگتر ها با هزار ادا و اطوار و ایراد و اشکال منعش می کردند و پناه بر خدا می گفتند و آن را می گذاشتند به حساب آخر الزمان و نزدیکی ظهور که در آن زن و مرد شبیه هم می شوند .. البته از آن جا که جامعه ایرانی به برکت منویات همایونی روبه جلو چهار اسبه می تاخت کم کم از قبح سقز جویدن آقایان کاسته شد و آن ها هم شدند مشتری پر و پا قرص انواع آدامس خروس  و مرغ و ... نشان و ...
به یاد دارم شب ها وقتی می خواستیم بخوابیم خواهرم آدامس خروس نشانی که از صبح تا شام جویده بود را دور از چشم ما - برای این که آن را کش نرویم - از دهان در می آورد و جایی می چسباند تا صبح دوباره آن را در دهن بگذارد و بجود تا شب .. بی زبون سقز که چندین روز آسیاب می شد و بو وصدا ازش در نمی آند . دیگر کشش باد شدن و ترکیدن هم نداشت .. اما آبی بی زرنگ تر بود و زیر نگاه تیز بینش چیزی در نمی رفت .. یک شب که خواهرم می خواست آدامسش را بچسباند آبی بی  فهمید و شروع کرد اندر مذمت سقز داد سخن دادن شاید بتواند از سر خواهرم بیندازد دیگر سقز نخورد و با لب و لوچه اش ادا و اطوار در نیاورد و باد کنک درست نکند .. آن شب آبی بی با صراحت گفت آیا شما می دانید این سقز که می خورید چیست ؟ و در ادامه گفت این سقز ها که می روید بابتش پول می دهید پوست کون امریکایی هاست که درست می کنند و برای ما می فرستند تا در دهان بگذاریم و بخوریم .. حالا فهمیدید بابت چه چیز ها پولتان را دور می ریزید ؟! آبی بی وقتی این ها را می گفت لابلایش هم اق و اوق می کرد و ادای بالا آوردن در می آورد .. بسا باشه ادا هم نبود و جدی جدی حالش را سقز یعنی پوست کون امریکایی ها به هم می زد ...
کم کم ما هم باورمان شده بود که سقز پوست کون امریکایی هاست اما نمی دانم چطور بود که با این وجود دوباره هم می رفتیم پول می دادیم می خریدیم و می خوردیم ..
آبی بی می گفت این امریکایی های کافر و خدا نشناس برای این که از ما مسلمان ها انتقام  بگیرند پوست کونشان را می کنند با آن سقز درست می کنند و برای ما می فرستند تا بجویم و دهانمان نجس شود و شیطان در دهانمان خانه کند تا در وقت مردن نتوانیم آقا را صدا بزنیم به دادمان برسد ..
فکر می کنم اولین بار در عمرم این آبی بی بود که می دیدم ایدئولوژی و مذهب را به خدمت سیاست گرفته و به کمک آن امریکا را این طور تحریم می کرد ..
باور کنید هزار تا تحلیل و تفسیر اقتصادی به اندازه این فتوای آبی بی که می گفت سقز پوست کون امریکایی هاست نمی توانست حس انزجار و نفرت را در ما برانگیزد ..
 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 18:13  توسط نوه آبی بی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
abibi به انگلیسی تلفظ کنیم باید بگوییم ای بی بی و به فارسی که درستش هم همین است تلفظ کنیم می شود آبی بی یعنی آغا بی بی .. بی بی بزرگ .. به گفته رضا براهنی واقعا که تاریخ ما مذکر است و مردانه .. تا جایی که وقتی زنی هم با معرفت و بزرگوار می شود بزرگی او را با نسبت آغا اعلام می داشتند .. آغا بی بی که مخفف آن می شود آبی بی و ما مادر بزرگ خود را همیشه به همین نام صدا می کردیم .. که البته یکی از دلایل آن این بود که در گذشته زن ها فقط نامی در شناسنامه داشتند و کسی و مخصوصا وقتی شوهر می کردند شوهرشان به نام آن ها را صدا نمی کرد .. می گفت والده آغا مصطفی .. می گفتند اوی ... یا بچه و یا بز ما و از این بدتر هم بوده است که در اینجا از ذکر آن می گذریم ...
آبی بی زنی که چهار نسل را تجربه کرده .. زن مشرقی صد و دو ساله ای با یک عالم خاطرات تلخ و شیرین که بیشتر آن دور زندگی او و شوهرش آغا جواد شکل گرفته است .. شوهری به تمام معنا مرد سالار ؛ لجوج و یک دنده که در عین حال شوخ طبعی هایی هم دارد .. البته در جمع دوستان و مردانی که به قول آبی بی مصاب - مصاحب - او بوده اند .. مردی که همه باز به قول آبی بی مش خشی هایش را با دوستانش می کرده اما وقتی به خانه می آمده با نیم من عسل هم نمی شده قورتش بدهند .
آبی بی زنی است تنها .. زنی که همیشه کارش سرکوب بوده است .. سرکوب خواهش ها و خواسته ها و نیاز های طبیعی که یک زن در هر دوره از زندگی به نوعی با آن در گیر است و آبی بی همه آنها را ناگزیر له و لورده می کرده است .. زنی گرفتار شدت و حدت سنت هایی که به نام اخلاق و عفتی عصمتی بودن بر او هجوم آورده و تا می شده و جا داشته او را در چنگال بیرحم خود چلانده و در آخر زنی تکیده و خورد و خمیر از او به جای گذاشته است .. آبی بی نماد زن مشرقی است .. کمتر کسی چون آبی بی مادری کرده و وزر و وبال های زندگی را چشیده و کشیده است .. این وبلاگ دربست و شش دانگ مال آبی بی است ... به او تعلق دارد تا شاید بتواند ولو بخش کوچکی از وجود درد کشیده اش را نمایان نماید ..

نوشته های پیشین
هفته دوم دی 1389
هفته اوّل دی 1389
هفته سوم آذر 1389
هفته اوّل اردیبهشت 1389
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم فروردین 1386
هفته چهارم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM